چپ دانشجویی بر سر دوراهی : مارکسیسم یا حکمتیسم ؟
( بخش دوم )
جهانگیر پایدار
متن را در " ادامه مطلب " ملاحظه کنید
ادامه مطلب

چپ دانشجویی بر سر دوراهی : مارکسیسم یا حکمتیسم ؟
( بخش دوم )
جهانگیر پایدار
متن را در " ادامه مطلب " ملاحظه کنید
نوشتار زیر در ادامه مقاله " وضعیت فعلی و گامهای ضروری " ارائه می شود که در تاریخ 30 اردیبهشت ماه از طریق همین وبلاگ منتشر گردید . مطالعه این مقاله به رفقا و دوستان چپ در داخل و خارج از کشور ، فعالین سوسیالیست جنبش دانشجویی و تمام کسانی که در جریان بحثهای یک ماه و نیم اخیر پیرامون مقاله " وضعیت فعلی و گامهای ضروری " بودند ، پیشنهاد می شود.
چپ دانشجویی بر سر دوراهی : مارکسیسم یا حکمتیسم ؟
( بخش اول )
جهانگیر پایدار
خسرو روزبه عضو سازمان افسران حزب توده ایران در دفاعیات طولانی خویش که در دادگاه نظامی ارائه شد بیان می دارد ( نقل به مضمون ) که در مقطع بازداشت وی ( در سال 1336یعنی چهارسال پس از کودتای 28 مرداد ) به نحس فعالیتهای نهادهای امنیتی رژیم سلطنتی و عملکرد برخی از سران حزب در زندان ، دیگر چیزی برای پنهان کردن و مخفی نگاه داشتن باقی نمانده بود و او بر این اساس وظیفه و تعهد انقلابی خویش را به این شکل تعریف می کند که کلیه جنبه های عملکرد حزب و سازمان افسران را مورد بررسی شفاف و همه جانبه قرار دهد و به دفاع از وجوه قابل دفاع و نقد سایر ابعاد بپردازد . به نظر می رسد که چپ نوپای دانشجویی در ایران به طور عام و مجموعه " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " به طور خاص به حکم شرایط عینی در موقعیت مشابهی قرار گرفته اند . امروز تعهد و شهامت انقلابی تنها می تواند به معنای پایبندی به انجام تمام و کمال و شایسته وظیفه ای باشد که سیر عینی تحول بخش چپ جنبش دانشجویی در مقابل فعالین چپ قرار داده است . متاسفانه واکنشهای صورت گرفته پس از انتشار مقاله " وضعیت فعلی و گامهای ضروری " نشان می دهد که موانع بر سر راه انجام چنین وظیفه ای بسیارند . به هر حال بخش چپ جنبش دانشجویی بدون بازبینی انتقادی و بی تخفیف و شفاف فعالیت چند سال گذشته خویش قادر به ادامه حرکت نیست . آنها که آگاهانه یا نا آگاهانه می خواهند کل وقایعی که منجر به حوادث 13 آذر و اتفاقات بعدی آن ( در زندان و خارج آن ) شد را با هر بهانه ای از عرصه نقد و بررسی قیچی کنند و شرایط با ضرب فحاشی و هوچی گری و چماق کشی به دو سال قبل برگردانند و دیگران را نیز به تمکین وادارند باید بدانند که رویایی در سر پرورانده اند که تعبیر نخواهد شد و در نبردی وارد شده اند که نتیجه آن از پیش مشخص است ....
بقیه مطلب را در " ادامه مطلب " ملاحظه کنید
شکست کمپین دروغ گویی و ریاکاری علی خدری
حکمتیسم و جنبشهای پیشرو اجتماعی صدیق اسماعیلی
سخنی با دانشچویان آزادی خواه و برابری طلب حسن غریبلو
توطئه ای به منظور بقا پرویز سامعی
بحران كمونيستهاي كارگري برآيند كدام واقعيت ؟
لنا
1. حزب كمونيست كارگري در چه فضايي شكل گرفت؟
بيش از يك دهه قبل منصور حكمت مقالات "حزب و قدرت سياسي" ،"حزب و جامعه" ،"حزب شخصيتها"و"سناريوي سياه و سفيد " را نوشت. در آن زمان كه اين مقاله ها نوشته شد، بسياري از جريانات سياسي يا متلاشي شده بودند و يا شديدا دچار تشتت شده و يا به حاشيه رفته بودند. احزاب و گروههاي سياسي غير كارگري كه افقشان انقلاب سوسياليستي نبود و در تو در توهاي دنياي سرمايه داري گرفتار مانده بودند و در جريان سركوب هاي وحشيانه و همه جانبه رژيم ضربه پذيرتر بودند. در دو دهه سياه 60 و 70 گرايش سوسياليستي كه از درون سازمان پيكار و رزمندگان بيرون آمده بود، و آلترناتيو سوسياليستي را در مقابل سوسياليسمهاي خرده بورژوايي و انواع هواداران انقلاب دمكراتيك قرار مي داد، نتوانست به خود انسجام دهد و به شكل محافل پراكنده و ارتباطات نا منظم عمل مي نمود. نا توانايي آنها در غلبه بر بحران و ضربات پي در پي رژيم آنها را بيش از پيش تضعيف نمود و بر اين مبنا قادر نبودند تا در عرصه جنبش عرض اندام نمايند. در واقع آنها بيشتر در زندان نظرات خود را اشاعه و بسط دادند و آن نظرات در بيرون زندان انعكاس نداشت. تجمع كادرهاي كمونيست در زندان بحث انقلاب سوسياليستي و ساختار اقتصادي را دامن زده بود. رفقا رضا قريشي، عباس رئيسي، حميد حيدري، عليرضا زمرديان، جعفر مقامي و مير شمس ابراهيمي كه از جمله چهره هاي برجسته اين گرايش بودند به همراه بسياري ديگر از رفقايشان و ديگر زندانيان سياسي در سال 67 به خيل عظيم جانباختگان پيوستند و در خاوران و ديگر مناطق ايران به خواب ابدي فرو رفتند...
بقیه در " ادامه مطلب " ...