... رهایی کارگران فقط می تواند از طریق خود کارگران تحقق یابد . بنابراین جنایتی بزرگتر از فریب توده ها ، شکست را به جای پیروزی قالب کردن ، دوست را دشمن جلوه دادن ، به رهبران کارگران رشوه دادن ، افسانه پردازی کردن ، محاکمات دروغی راه انداختن و .... وجود ندارد ... در میان وقایع عظیم است که مارکسیستها آهنگ تاریخ را که همانا دیالکتیک مبارزه طبقاتی است ، می آموزند . می آموزند که چگونه نقشه ها و برنامه های ذهنی خود را تابع این آهنگ عینی کنند . می آموزند که چگونه وقتی قوانین تاریخ را بسته به سلیقه شخصی خود و تابع ضوابط اخلاقیشان نیافتند ، به دام نومیدی نیافتند . می آموزند که سلبقه های شخصی خود را تابع قوانین تاریخ کنند. می آموزند که هرگز از قوی ترین دشمنان ، اگر قدرت آنان با نیازهای تکامل تاریخی ناهماهنگ باشد ، نهراسند . آنها خواهند دانست که چگونه با اعتقادی راسخ به اینکه سیل جدید تاریخی به ساحل دیگرشان خواهد رساند ، برعکس جهت جریان آب شنا کنند . همه به ساحل نخواهند رسید ، بسیاری غرق خواهند شد . اما شرکت در این جنبش با چشمی باز و اراده ای محکم ، تنها این است که می تواند والاترین ارضاء اخلاقی را نثار یک موجود متفکر کند . ..